تبليغاتX
چاه بی ته
 
پیچ ذهنمو باز می کنمو مغذمو خالی
 
 
 

شايد مرا ديگر نشناسي شايد مرا به ياد نياوري..اما من تو را خوب ميشناسم!

ما همسايه ي شما بوديم و شما همسايه ي ما و همه مان همسايه ي خدا...

يادم مي آيد گاهي وقت ها مي رفتي و زير بال فرشته ها قايم مي شدي...

و من همه ي آسمان را دنبالت مي گشتم..

تو مي خنديدي و من پشت خنده ها پيدايت مي كردم..

خوب يادم هست آن روزها عاشق آفتاب بودي..

توي دستت هميشه قاچي از خورشيد بود..نور از لاي انگشت هاي نازكت ميچكيد..

راه كه مي رفتي ردي از روشني روي كهكشان مي ماند..

تو شلوغ بودي و آرام و قرار نداشتي..آسمان راروي سرت ميگذاشتي..

و شب تا صبح از اين ستاره به آن ستاره مي پريدي و صبح كه مي شد در آغوش نور به خواب مي رفتي!

اما هميشه خواب زمين را مي ديدي!

آرزويي تو را قلقلك ميداد..دلت ميخواست به دنيا بيايي..

و هميشه اين را به خدا ميگفتي...!!!

و آنقدر گفتي و گفتي تا خدا به دنيايت آورد!بعدهامن هم همين كار را كردم..بچه هاي ديگر هم..

 

و تو آمدي..!

و جفت پا پريدي روي خانه ي 30 مهر..آخر گفتي دلت ميخواهد دختر مهر باشي...

وبزرگ شدي..من هم همين كار را كردم..بچه هاي ديگر هم..

و بالاخره 12سال بعد همديگر را دوباره پيدا كرديم..

"واسه ما جشن تولد يه بهونه بود هميشه    كه رو هديه بنويسيم دلم از تو دور نميشه!"

12 سالگيت را برايت جشن گرفتم..

13 سالگيت.. 14سالگيت را هم..15 سالگي..16 سالگي.. 17 سالگي..و18 سالگيت..

18 سالگيت آرزو داشتم شفاي تو را برايت كادو كنم با يك روبان صورتي..

 

اما يك روز تو بي آن كه چيزي بگويي لباس هاي نامناسبت را از تنت در آوردي..

و اشتباه هاي كوچكت را دور انداختي و ما ديديم كه تو دو بال نارنجي هم داري...

دو بال كوچك كه سال ها از ما پنهان كرده بودي

و پر زدي..!

مثل پرنده اي كه به آشيانه اش بر ميگردد..

تو به بهشت برگشتي..

وحالا هر صبح وقتي خورشيد طلوع ميكند صدايت را مي شنوم..

زيرا تو قناري كوچكي هستي كه صبح هاي خيلي زود روي انگشت خدا آواز مي خواني..

 

ميدانم..من نبايد امروز برايت جشن تولد بگيرم..

تو ديگر دختر دي شدي...

شايد من هم روزي  باز  پيدايت كردم ..

و دوباره تو همسايه ي من باشي و من همسايه ي تو و همه مان همسايه ي خدا..

 

 

نمی دانم چرا
وقتی به عکس ِ سیاه و سفید این قاب ِ طاقچه نشین
نگاه می کنم،
پرده ی لرزانی از باران و نمک
چهره ی تو را هاشور می زند!
همخانه ها می پرسند:
این عکس کوچک ِ کدام کبوتر است،
که در بام تمام ترانه های تو
رد ِ پای پریدنش پیداست؟
من نگاهشان می کنم،
لبخند می زنم
و می بارم!

حالا از خودت می پرسم! عسلبانو!
آیا به یادت مانده آنچه خاک ِ پُشت ِ پای تو را
در درگاه ِ بازنگشتن گِل کرد،
آب ِ سرد ِ کاسه ی سفال بود،
یا شوآبه ی گرم ِ نگاهی نگران؟
پاسخ ِ این سؤال ِ ساده،
بعد از عبور ِ این همه حادثه در یاد مانده است؟
کبوتر ِ باز برده ی من..

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

تمام این روزها کنار ِ من بودی!
کنار دلتنگی ِ دفاترم!
در گلدان چینی ِ اتاقم!
در دلم...
تو با من نبودی و من با تو بودم!

هر شب، شب بخیری به تو گفتم
و جواب ِ تو را،
از آنسوی سکوت ِ خوابهایم شنیدم!
تازه همین عکس ِ طاقچه نشین ِ تو،
همصحبت ِ تمام ِ دقایق تنهایی ِ من بود!
فرقی نداشت که فاصله دستهامان
چند فانوس ِ ستاره باشد،
پس دلواپس ِ‌انزوای این روزهای من نشو،..
نمی دانم چرا همه می خواهند،
طناب ِ امیدم را
از بام آمدنت ببرند!
می گویند،
باید تو می رفتی تا من شاعر شوم!
عقوبتِ تکلم این هشمه ترانه را،
تقدیر می نامند!
حالا مدتی ست که می دانم،
اکثر این چله نشین ها چرند می گویند!
آخر از کجای کجاوه ی کج کوک جهان کم می آید،
اگر تو از راه دور ِ دریا برگردی؟
تازه می شود بالای تمام ِ ابرهای بارانی نشست!
آنوقت،
آنقدر ستاره به روسری ِ زردت می چسبانم،
تا ستاره شناسان
کهکشان ِ دیگری را در آسمان کشف کنند!
به چه می خندی؟
تو بخند!
تمام ترانه ها فدای یک تبسمت! خاتون!
حالا برای همه می نویسم که آمدی
و سبزه ی صدایت در گلدان ِ سکوتم سبز شد!
می نویسم که دستهاي سرد ِ مرا،
در زمهریرِ این همه تازیانه گرفتی!
می نویسم که...
بیدار شو دل ِ رؤیا باف!
بیدار شو....

 

 

اگر سکوت ِ این گستره ی بی ستاره مجالی دهد،
می خواهم بگویم : سلام! مدتی بود که دست و دلم به تدارک ِ ترانه نمی رفت! کم کم این حکایت ِ دیده و دل،
که ورد ِ زبان ِ کوچه نشینان است، باورم شده بود! باورم شده بود، که دیگر صدای تو را در سکوت ِ تنهایی نخواهم شنید! راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟ کجا بودی که صدای من و این دفتر ِ سفید به گوشت نمی رسید؟ تمام دامنه ی دریا را گشتم تا پیدایت کنم! آخر این رسم و روال ِ رفاقت است، که در نیمه راه ِ رؤیا رهایم کنی؟ می دانم!
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند! اما شمار ِ آنهایی که عاشق می مانند، از انگشتان ِ دستم بیشتر نیست! می ترسیدم - خدای نکرده ! - آنقدر در غربت ِ گریه هایم بمانی، تا از سکوی سرودن ِ تصویرت سقوط کنم!
و در تقسیمِ آن همه علاقه، «رفتن» سهمِ سادۀ تو شد و «ماندن» سهمِ دشوارِ دست‌های تنهای من.. امروز هم نه گلایه‌ای از این همه انتظار، نه بهانه‌ای از نمناکی کاغذ، راضی به رضای همین زندگی و چشم به راهِ ..باورکن من به یک پاسخ کوتاه،! به یک سلام ِ سر سری راضیم! آخر چرا سکوت می کنی؟نگو که نامه های نمناک ِ من به دستت نرسید..

                                                                                                ناشناس..

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
  اگرچه با سرود و درد دلم پر از چکاوک است....

خودت بگو..بدون تو تولدم مبارک است؟

 

                                                            ناشناس..

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

 

انالله و انا اليه راجعون..

زندگيت كوتاه اما زيبا بود..كوچت درفصلي سرد و پردرد بود..مرگت دردناك اما بيصدابود..اي كاش رفتنت را بازگشتي بود و درد فراغت را تحملي بود و دل زخم خورده ي ما را مرهمي...افسوس و صدافسوس كه تنها با چشمان نازنينت سخن گفتيم.. و عطروبوي حضورت را درخانه جست و جوميكنيم..

سه شنبه 10/10/87 موقع اذون صبح وقتي كه ما چشمامونو باز كرديم و از خواب بيدار شديم..سيلور كوچولو چشماشو بست و ديگه بيدار نشد...!اون موقع فرشته ها دست همو گرفته بودند و گرد تختش حلقه زده بودند واشك شوق ميريختند..اخه ديگه سيلور مال اونا شده بود...!يه فرشته ي ديگه هم بازيشون شده بود..اخه خدا بهشون گفته بودبياند دنبالش..اخه انگار ديگه خدانميتونست دوريشوتحمل كنه..ميخواست دستشو بگيره وبياردش ور دل خودش..اون لحظه با ايينكه لحظه ي تلخي بود..ولي تو اون اتاق بيمارستان اوج حضور خدا بود......وقتي كه من و سيلور وبلاگامون نطفه بست..قرارشد هركدوممون زودتر رفتيم يش خدا اونيكي بياد خبر بده تا دوستاي نتيمونم با دل پاكشون واسمون دعا كنندما اينونخواستيم..ميشه گذاشت تقصيرسرنوشت...باگذشت زمان كه مجال به لحظه هاي خوبمون نميده وتند ميگذره ...وحالاروزهاي نبودنش كه چقدردير ميگذره...

بيائيد براي سبزتر شدن روح بزرگش دعا كنيم و فاتحه بخوانيم...!

 

                                                                                             دوست سيلور:ناشناس....

 

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

خدایا

برای سال نو

ازت شیرینی میخوام

با یه لباس قشنگ

یه عروسک گنده

و اگه ممکنه یه ذره عشق

حتی اگه فقط

یه ذره کوچولو مونده باشه……!

                           

لحظه ی سال تحویل....

من و یک دنیا التماس

و خدایی که در این نزدیکی ست

.....................................................................

لحظه ی من پر میشود!

 

تمام طول شب را به هواي اينكه در احوال خود قدمي بزنم  نخفته ام!

به ميزان قابل توجهي ايمان نياز دارم

                                             و به هر قيمت خريدارم !

 

    

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

خورشيد را مي دزدم

فقط براي تو!

ميگذارم توي جيبم

تا فردا بزنم به موهايت

فردا به تو مي گويم چقدر دوستت دارم!

فردا تو مي فهمي  

فردا تو هم مرا دوست خواهي داشت . مي دانم!  

آخ ... فردا!

راستي چرا فردا نمي شود؟

اين شب چقدر طول كشيده...

چرا آفتاب نمي شود؟  

يكي نيست بگويد خورشيد كدام گوري رفته؟

 

 

فردا تولد یه فرشته ست......

ناشناس عزیزم! تولدت خیلی خیلی مبارک!

یادت نره که بهترین دوست منی و من هنوز از همراهی لحظه هایم با تو شادم پس هر چه هستی باش اما باش.........امیدوارم که هیچ چیزی بینمون فاصله نیندازد حتی حادثه ی یک سال بعد.....

همیشه دوستم بمان! قول بده...........!؟

 

                          تولد تولد  تولدت مبارک              مبارک مبارک  تولدت مبارک

 

Click for Full Size View

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

يك تور ماه گيري ساخته ام

امشب مي خواهم ماه را شكار كنم.  

آن را دور سرم چرخ خواهم داد  

و قرص بزرگ ماه راخواهم گرفت  

فردا نگاهي به آسمان بكن،

اگر ماه را در آن نديدي  

بدان كه آخر سر شكارش كردم

و انداختمش توي تور  

اما اگر ماه همچنان ميدرخشد  

يك ذره پائين تر را نگاه كن

و مرا ببين كه با ستاره اي  

در تور ماه گيري ام در آسمان پرواز مي كنم.

 

  

قبلا دستامو میگرفتیو باهام میچرخیدی.....میچرخیدیمو میخندیدیم.....و همه نگامون میکردن!تند که میشد نمیترسیدیم....میدونستیم که اگه فقط تو چشای همدیگه نگا کنیم نمیفتیم!من میچرخیدم اما نمیفهمیدم چی منو میچرخونه....شاید تو هم نمیفهمیدی!یه بار که میچرخیدیم تو سرتو برگردوندیو اون طرفو نگا کردیو.....یهو دست من خالی موند!نمیدونم دست کی ول شد؟!تو که اون ورو نگا کردی.....یا من که دلم لرزید! نفهمیدم چی دیدی! خودمو میدیدم که مدام به اینور و اونور میخورم........گیجو منگ!و بدتر از اون حیرت زده! به اینورو اونور میخوردمو نگرانت بودم....نمیتونستم بیام دنبالت!فقط تونستم صبر کنم تا اینکه بالاخره روی زمین پرت شدمو حالا نوبت دنیا بود که دورم بچرخه......دنیا که ایستاد دیگه خبری از تو و.... تو نبود!دیگه نه دنیا میچرخید نه من نه هیچ کس دیگه!اما هنوز گیج بودمو منگ!همه جا ساکت نه خبری از آن خنده ها بود نه آن همه .......من بودمو من!که گاه فریاد میزدم بی انصاف

 

 

الهی!

همه دوستی میان دو تن باشد سه دیگر در نگنجد

در این دوستی همه تویی من در نگنجم!

الهی!

من تو را چون جویم؟ که در ملکوت تو کمتر از مویم!

 

Click for Full Size View

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 
 
 

روز طولانی و سختی بود ، جوسی  

انتهای جاده ، جايی در آن طرف راهم را گم كرده بودم 

وقتی آنجا رسيدم گفتند دير آمدی  

حالا تو تنها كسی هستی كه ميتوانی مرا راهنمايی كنی!

 

خب ، نمیخواهی ترانه رنگين كمان را بخوانی ، جوسی؟  

با صدای بلند بخوان. امشب آن را درست بخوان

چون مدت هاست كه درست خوانده نشده .

 

جوسی ، سايه های غم در دل آدمی جا خوش كرده .  

پس اگر ميتوانی ترانه رنگين كمان را بخوان .  

قطاری را كه میخواستم ببينم رفته بود.  

انگار تمام وقتم را صرف سوار و پياده شدن كردم .  

فكرم را فروختم روياهايم را بخشيدم .

و فردا ، به جستجوی ديروز خواهم رفت ،  

تا آن زمان ...

 

ترانه رنگين كمان را بخوان ، جوسی .  

با صدای بلند بخوان امشب آن را درست بخوان

چون مدت هاست كه درست خوانده نشده .

 

چه بسيار خواهش ها كه آنها را درك نمیكنی ، جوسی! 

اگر میتوانی ترانه رنگين كمان را بخوان...  

اگر میتوانی، اگر می توانی .  

ترانه رنگين كمان را بخوان ، اگر میتوانی

   

 

 

گاهی دوست دارم سینه ام را بشکافم قلبم را از آن بیرون بکشم و در دستانم بگیرم تا بتوانی آن را ببینی ...اما میترسم، میترسم نبینی آنچه را که درونش دارم! گاه میخواهم بر قله کوهی بایستم، ذهنم را منفجر کنم تا آنچه در آن است "تمام پندار هایم"در ذره ذره ی هوا پخش شوند...فضا را پر کنند و مرا بپوشاند....صدای انعکاس آن ها را بشنوم ...باد آن را به این سو آن سو ببرد......شاید یافتمش! گاهی چیزی که میخواهم را در یک لحظه احساس میکنم اما فقط به اندازه ی همان لحظه!

شاید درک زیبایی ها را فراموش کرده ام! کمتر از قشنگی هایی که کار او ست گفته ایم و چشم دوخته ایم به حاصل از کار خودمان! .......و رنج سختیست وقتی روح های بزرگ را اسیر اندیشه هایی کوچک میبینی! چشمانم را بروی اندیشه هاشان خواهم بست!....آن ها کمتر میخندند..... ممکن است در گیر و محدودمان کنند!

یادت اگر باشد مهم نیست دریا باشی یا که برکه ای کوچک......زلال که باشی آسمان در توست! مواظب برکه ی دلت باش...........جوسی

 

الهی!

می پنداشتم که تو را شناختم!

اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم

الهی!

در ملکوت تو کمتر از مویم! این بیهودگی تا کی گویم؟

 

                        

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط سیلور
 
 

pictofxt

Lovely Bear Template

template id : TBF_003 template name : Lovely Bear Template for Blog

pendar-silver

سیلور

http://pendar-silver.blogfa.com

چاه بی ته

چاه بی ته اینجاست!
جایی که من می تونم
پیچ ذهنمو باز کنمو مغذمو خالی
قلبمو از تنم جدا کنمو روحمو بیرون بکشم
این درد و اندوه رو بتراشم و از بین ببرم
و بعد همه چیز رو دوباره از اول شروع کنم!
*************************
"سیلور کوچولو"
پیچ ذهنمو باز می کنمو مغذمو خالی Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

سیلور,pendar-silver,http://pendar-silver.blogfa.com, tbf_003, TBF_003, bear, Lovely Bear Template, template, pink template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب صورتي, دخترانه, صورتي, دختر دوست داشتني, قالب خرس دوست داشتني, قالب دخترانه Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
JavaScript Codes